سردبیر روزنامه دنیای خودرو در این باره نوشت :
ناترازی انرژی دیگر مسالهای نیست که بتوان آن را تنها با افزایش تولید یا واردات سوخت مدیریت کرد. وقتی مصرف از ظرفیت تولید داخلی عبور میکند، هر لیتر سوختی که از خارج تامین میشود، علاوهبر هزینه اقتصادی، کشور را در برابر محدودیتهای ارزی و حتی تحولات سیاسی و امنیتی آسیبپذیر میکند. در چنین شرایطی، شاید یکی از کمهزینهترین راهکارها برای مدیریت این وضعیت، رفتن بهسراغ همان بخشی باشد که کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ کاهش مصرف.
اگر بتوان تنها ۱۰ درصد از مصرف سوخت در بخش حملونقل را کاهش داد، نتیجه آن میتواند معادل بخش قابل توجهی از سوختی باشد که امروز برای جبران ناترازی باید تامین شود. موضوع فقط صرفهجویی اقتصادی نیست؛ کاهش ۱۰ درصدی مصرف سوخت میتواند بهمعنای کاهش نیاز به واردات، کاهش فشار بر شبکه تامین انرژی و ایجاد حاشیهامن بیشتر برای کشور باشد.
برآوردهای موجود از واردات روزانه حدود ۱۰ تا ۱۲ میلیون لیتر سوخت حکایت دارد؛ عددی که نشان میدهد حتی یک کاهش ۱۰ درصدی در مصرف میتواند تاثیر قابل توجهی بر معادله تامین انرژی کشور داشته باشد. بنابراین، به جای آنکه تمام نگاه سیاستگزار به سمت افزایش تولید بنزین یا واردات بیشتر برود، باید بخشی از برنامه مدیریت ناترازی به مدیریت تقاضا اختصاص پیدا کند.
یکی از سادهترین مسیرها، توسعه حملونقل عمومی و اشتراکی است. هر خودرویی که بهجای استفاده انفرادی، بخشی از مسیر خود را با تاکسی اینترنتی، تاکسی اشتراکی، اتوبوس، مترو یا سایر شیوههای حملونقل عمومی طی کند، بهمعنای کاهش بخشی از مصرف سوخت است. البته این تغییر رفتار زمانی اتفاق میافتد که حملونقل عمومی از نظر کیفیت، زمان دسترسی، ایمنی و هزینه بتواند با خودرو شخصی رقابت کند.
در کنار حملونقل عمومی، تاکسیهای اینترنتی نیز میتوانند بخشی از راهکار باشند. یک خودرو شخصی که برای جابهجایی چند نفر مورد استفاده قرار میگیرد، از نظر مصرف انرژی بهرهوری بالاتری نسبت به چند خودرو با یک سرنشین خواهد داشت. اینجا همان جایی است که فناوری میتواند به سیاست انرژی کمک کند؛ به شرط آنکه سیاستگزار به جای نگاه صرفا نظارتی، از ظرفیت این پلتفرمها برای مدیریت مصرف نیز استفاده کند.
مسیر دیگر، استفاده هدفمند از سوختهای جایگزین است. توسعه خودروهای دوگانهسوز، گاز طبیعی و در بلندمدت خودروهای برقی و هیبریدی میتواند فشار وارد بر بنزین را کاهش دهد. البته توسعه هر یک از این گزینهها نیازمند زیرساخت، سرمایهگذاری و برنامه مشخص است و نمیتوان با تصمیمهای مقطعی انتظار داشت رفتار مصرفکننده تغییر کند.
از سوی دیگر، کاهش سفرهای غیرضروری نیز بخشی از همین پازل است. توسعه دورکاری، خدمات الکترونیکی، دولت هوشمند و تجمیع خدمات شهری میتواند تعداد سفرهای روزانه را کاهش دهد. شاید در نگاه نخست، حذف یک سفر کوتاه تاثیری در مصرف سوخت نداشته باشد، اما وقتی میلیونها سفر در روز در مقیاس ملی محاسبه شود، همین تغییرات کوچک میتواند به عددی بزرگ تبدیل شود.
در حال حاضر، سرانه مصرف سوخت خودروها در کشور حدود ۵ لیتر عنوان میشود؛ درحالی که در کشوری مانند ترکیه این عدد حدود ۴ لیتر است. همین اختلاف یک لیتری نیز نشان میدهد بخشی از مساله را باید در بهرهوری مصرف جستوجو کرد؛ موضوعی که فقط با تغییر خودرو حل نمیشود و به اصلاح الگوی تردد و حملونقل نیز نیاز دارد.
در شرایطی که حتی کشورهای مانند تاجیکستان برای تامین سوخت مورد نیاز خود به بازار ایران چشم دوختهاند، مدیریت منابع انرژی اهمیت بیشتری پیدا میکند. ایران همزمان با آنکه یکی از دارندگان بزرگ منابع انرژی است، با چالش ناترازی در برخی حاملهای انرژی مواجه شده است. این تناقض نشان میدهد مساله امروز فقط «چقدر تولید میکنیم» نیست؛ بلکه باید پرسید چقدر و چگونه مصرف میکنیم؟
اگر کاهش ۱۰ درصدی مصرف سوخت به یک هدف ملی تبدیل شود، این هدف نباید صرفا با توصیه بهمردم دنبال شود. سیاستگزار باید برای آن ابزار اقتصادی، حملونقل عمومی کارآمد، زیرساخت سوخت جایگزین، حمایت از حملونقل اشتراکی و برنامه کاهش سفرهای غیرضروری را تعریف کند.
۱۰ درصد کاهش مصرف شاید در نگاه نخست عدد بزرگی نباشد، اما در مقیاس میلیونها لیتر سوخت مصرفی روزانه، میتواند به اندازه یک منبع جدید انرژی اهمیت داشته باشد. در شرایط فعلی، هر لیتر سوختی که مصرف نمیشود، یک لیتر کمتر برای تامین، حمل، واردات و تخصیص ارز مورد نیاز است. این همان نقطهای است که صرفهجویی از یک توصیه اخلاقی به یک سیاست راهبردی برای امنیت انرژی کشور تبدیل میشود.
